وجود احزاب و گروههای مختلف در دوران اشغال افغانستان، هرکدام به مثابه دروازهای برای جاسوسی و دخالت قدرتهای خارجی در امور کشور بودند.
برخی از این احزاب مستقیماً متعلق به یک کشور خاص بودند و هرکدام وظایف خاصی برای تأمین منافع آن کشور ایفا میکردند.
تعدد احزاب و جنبشها در افغانستان بیانگر نفوذ گسترده قدرتهای خارجی در تصمیمگیریهای داخلی کشور بود. در سال ۲۰۰۹، زمانیکه قانون جدید احزاب سیاسی به اجرا درآمد، ۷۲ حزب و جنبش مجوز رسمی از وزارت عدلیه وقت دریافت کردند و تعداد زیادی نیز بدون مجوز فعالیت میکردند.
با رویکار آمدن امارت اسلامی، فعالیت تمام احزاب سیاسی یا به تعبیری دیگر، دروازههای جاسوسی قدرتهای خارجی، ممنوع اعلام شد.
در روزهای اخیر، رسانهی «صدای هندوکش» ویدیویی از یک جاسوس آیاسآی منتشر کرده که در آن فرد مذکور به رازهای پنهان معامله یکی از احزاب به نام «جنبش نجات و عدالتخواهی افغانستان» با آیاسآی پاکستان اعتراف میکند.
در این یادداشت به برخی از نکات مهم اعترافات و اسناد مرتبط با توافق این جنبش با آیاسآی پاکستان میپردازیم:
۱. اظهارات موجود در ویدیو:
• به نظر میرسد پاکستان به تقلید از سیاستهای انگلیس، طبق ضربالمثل «تفرقه بینداز و حکومت کن»، در تلاش است تا میان اقوام افغانستان تفرقه بیندازد و از این طریق نفوذ خود را در کشور تقویت کند.
• جبهه بغاوت نیز همانند دیگر جبهات، به وضوح یک بازیچه استخباراتی است و این ویدیو نشان میدهد که جاسوسان آیاسآی با رهبران بدنام آن جبهه همکاری داشته و دارند.
• آیاسآی پاکستان تنها راه نفوذ به افغانستان را ایجاد ناامنی میداند؛ امری که اکنون جبهه بغاوت و خوارج داعش نیز در پی انجام آن هستند و این خود گواه ارتباط مستقیم این جبهات شرارتپیشه با پاکستان است.
• ارسال نامه به رئیسجمهور تاجیکستان و تشکر از همکاری نسل اول و دوم بغاوتگران، نشاندهنده آمادگی پاکستان برای همکاری با تاجیکستان جهت حمایت از بغاوتگران است.
۲. طرح پیشنهادی جاسوس آیاسآی:
در اسناد مذکور موارد زیادی مطرح شده که مهمترین آنها تحت عنوان «اهداف ما» بیان شده است. با اندکی تأمل در این اهداف، روشن میشود که هر بند آن حاکی از وابستگی و غلامی تمامعیار برای پاکستان است:
• در اولین بند، افرادیکه خود را افغان میدانند، اما در اصل غلامان پاکستان هستند، خط فرضی دیورند را به رسمیت میشناسند و برای منافع شخصی خود خاک افغانستان را به بهایی ناچیز میفروشند.
• آنها افغانستان را به عنوان خدمتگذار پاکستان معرفی کرده و اذعان میکنند که در صورت رسیدن به قدرت، انتقال تمام اموال تجاری پاکستان از آسیای میانه و بالعکس آن را بر عهده خواهند گرفت.
• افغانستان نیز باید به عنوان قاتل اجیر پاکستان، تمام مخالفان سیاسی، نظامی و قومی این کشور را سرکوب و حذف کند.
• با وجود اینکه افغانستان به انرژی برق نیاز دارد، این فرومایگان وعده میدهند که در صورت به قدرت رسیدن، برق را در بدخشان تولید کرده و به چترال پاکستان منتقل کنند.
• برنامههای فرهنگی، کنفرانسها و سمینارهایی را با روشنفکران همسو با سیاستهای پاکستان برگزار کنند تا از طریق جنگ فکری، استعمار پاکستان را بر مردم افغانستان تحمیل کنند.
این جنبش نیز همانند سایر احزاب و گروههای دوران اشغال، به کشورهای خارجی وابسته است و برای دستیابی به منافع شخصی، حاضر است منابع طبیعی، قشر جوان و حتی خاک افغانستان را نیز معامله کند. اما خوشبختانه این توطئهها پیش از شروع اولین اقدامات، توسط نیروهای همیشه در صحنه امارت اسلامی کشف و افشا شد و چهره واقعی آنها و بادارانشان برای همه آشکار گشت.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.