طغیان و سرکشی زشتترین و ناپسندیدهترین خصیصهٔ در وجود بغاوتگران طغیان و سرکشی است. تسلیمنشدن در برابر هر قانون و حکمی و پافشاریکردن بر جهالت خودشان است.
طغیان و سرکشی عامل اصلی بروز تمام حوادث ناگوار از سوی بغاوتگران علیه ملت، مردم و وطن است. اینکه عدهای خودشان را تنها مرد میدان میدانند و هیچ چیز و هیچ کس جلودارشان نیست.
همین تصور خام و پنبهای باعث شده بود روزبهروز به شرارت و فسادافروزیشان افزوده شود و شعلههایش جاهای بیشتری را بسوزاند و دلهای بیشماری را داغدار نماید.
زیرا وقتی کسی در مقامی قرار گرفت که بالاتر از خودش کسی را تصور نمیکرد و از ایمان و حمیّت ملی و وجدان بیدار نیز بیبهره و تهی بود، چطور میتوان منتظر شقالقمری بود و چگونه میتوان ایام خوش را از سوی آنان تمنا کرد؟! همان نامآشنایان هر کوی و برزن که پشت منابر و تربیون صدایشان در حقخواهی ملت چندبرابر بلند میشد و دم از وطندوستی و میهنپرستی میزدند، اما در پشت صحنه شرارتشان گل میکرد و زمین و زمان را از هم تشخیص نمیدادند.
هر کسی را که به هر نحوی در مقابلشان قرار میگرفت و سخنی علیهشان میگفت، مثل گرگ گرسنه و شیر درنده به او و خاندانش هجوم میآوردند و زندگی را در این خاک برایش تنگ و نفسکشیدن را ناممکن میساختند.
بغاوتگران چنین مردمان گرگصفتِ گوسفندنما بودند و در ظاهر یک حالت ساختگی و خندان داشتند و در خفا جامه تزویر از تن میکردند و رخت طغیان و سرکشی بر تن مینمودند. جالب اینجاست که همین اهالی شر و فساد و باشندگان کوچهٔ سرکشی و طغیان، قانونگزار نیز بودند و اختیار و زمام امور کشور و غیره در دستشان بود.
تمام اینها روی هم رفته، عوامل تقویت آنان برای شرارت بیشتر و طغیان نامحدودتر میشد و خودشان را روزبهروز بیرحمتر و ظالمتر جلوه میدادند. اما چراغ ظالم تا دم محشر نمیسوزد؛ گر بسوزد دمی سوزد و دیگر دم نسوزد. اکنون الحمدلله آن روزگارانِ بیپرسوپال نیز گذشته است و استثنایان و فراریان قانون به راه اصلاح بازگشتهاند و همگان در برابر احکام شریعت و قانون کشور برابر و برادر هستند. همهٔ اینها به برکت تحکیم عدل الهی و اجرای احکام خداوندی و نداشتن چشم طمع بر اموال ملت و دولت رقم خورده است. توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.