هرگاه سخن از یک مجموعهٔ کلان در حد یک کشور پهناور با قومیتها و جمعیتهای فکری مختلف در میان باشد و تصمیمگیریها برمبنای اعضای ثابت یا متغیرِ دستگاه حاکم صورت بگیرد، جمعکردن همگان روی مسئلهای واحد و همسوکردن نظر آنان روی نتیجهٔ بهدستآمده، بنابر علل مختلفِ درست و نادرست، قدری دشوار و گاهی ناممکن و شاید هم محال باشد.
از جهتی دیگر قضیه، نباید فراموش کرد که همیشه ملاک درستی هر تصمیمی اتحاد همگانی و اجماع سرتاسری نیست، بلکه صحت تصمیمات و درستی چهارچوب تصمیمگیری ملاک اعتبار است و بودن در آن چهاردیواری مستحکم، خیر دستهجمعی را به ارمغان میآورد.
با وجود وضاحت و سلامت این منش در اتخاذ تصمیمها و اجراآت، همیشه در هر خطهای دو گروه وجود دارند: موافقان و مخالفان.
نخست این نکته را اضافه کنم که وجود و حضور دو گروه جدا از هم با اندیشهها و افکار مختلف اشکال ندارد و مشکل ریشهای خلق نمینماید، البته به شرطی که اختلاف سازنده باشد و برمبنای صداقت، عدالت و صمیمیت بروز پیدا کرده باشد.
اختلاف برای رسیدن به گزینهٔ بهتر و سالمتر باشد، نه برای به کرسینشاندن سخن خویش به هر قیمتی و راهیافتن به منصب و بهدستآوردن مال و منال به هر شیوهای.
در چنین اوضاعی باید درود فرستاد و اختلاف را رحمت خواند و از نظریات گوناگون و متنوع راههای ایمنترِ پیشرفت را جست و پیمود.
اما گاهی پیش میآید که اختلاف روی اغراض شخصی و مطامع دنیوی استوار شده و تنها تحقق خواستههای نفسانی و خودی ملاک است و هدف از آن، راه رسیدن برای ادارهٔ امورات است نه بیشتر.
در چنین اوقاتی، تصمیمگیری و تشخیص موافقان و بودن و قرارگرفتن در صف درست آنان امری مشکل و قدری مبهم است.
البته اگر معیار حق و حقیقت اسلام باشد، بحثی دیگر است که شکی در درستی مسیر و نهایت مطاف نیست و هر کس که در سنگر مخالف و پیش روی آن قرار گرفت، در اشتباه، خسران و زیان قرار دارد.
ازهمینرو، بعد از تشخیص درستِ کیستی موافقان از سوی اهل علم و صدور فتوای مدلل دربارهٔ مخالفان ناحق، امکان برخورد و تقابل به وجود خواهد آمد.
شکی نیست که اسلام دین برحق و آموزههایش راه رسیدن به خدا و بهشت است. بودن در زیر چتر آن، انسان را از تمام بلیات و آفات روزگار و نفس و شیطان حفاظت میکند و پیوستن به قافلهاش، سرانجام آدمی را به منزل مقصود میرساند.
از سوی دیگر، مخالفت با نظام اسلامی و برخاستن در مقابل آن و اندیشهٔ براندازی آن را در سر پروراندن، امری نامشروع و ناجایز و برعکس جواز مبارزه و مقابله با خود مخالفان است.
در نظام اسلامی این مقاومتپیشگان در استقامت اشتباه بغاوتگران نامیده میشوند و علایم و نشانههایی برای آنها به مقتضای شرایط و اوضاع هر کشور و محیطی برشمرده میشود.
در این سلسلهٔ یادداشتها به برخی از نشانههای بغاوتگران و علل کجرفتن آنها و تبیین مقاصدشان پرداخته میشود.
امید است که در هر چیزی جانب احتیاط و اعتدال رعایت کرده شود و نه در حق حقدار زیادهروی و فزونی صورت بگیرد نه در طرد و تردید ناحق اجحاف و ستم روا داشته شود.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.