تنش‌های جاری میان پاکستان و افغانستان، سایه‌ی سنگینی بر آینده امنیت، ثبات سیاسی و روابط مردمی منطقه افگنده است. در زمانی که با میانجی‌گری قطر و ترکیه آتش‌بسی برقرار شده بود و تلاش‌ها برای گشودن درهای تفاهمات دیگر جریان داشت، باز هم پاکستان حریم هوایی افغانستان را نقض کرد و در خوست، کنر و پکتیکا، شهروندان بی‌گناه را هدف قرار داد؛ این اقدامات نسنجیده پاکستان نشان می‌دهد که نیّت‌های حلقه‌ی خاصی در داخل ارتش پاکستان نادرست است.

حکومت افغانستان بارها به دلیل احترام به گفتگوها، از صبر و حوصله سیاسی کار گرفت. از گسترش خشونت از سوی افغانستان جلوگیری شد تا روند میانجی‌گری و گفتگو آسیب نبیند، اما رفتار یک حلقه‌ی خاص و شریر در ارتش پاکستان نشان داد که آن‌ها این شکیبایی را به ضعف تعبیر کرده‌اند. طرف پاکستانی نه ارزش گفتگو را درک کرد و نه نیاز به صلح در منطقه را جدی گرفت. اگر اقدامات تحریک‌آمیز این حلقه‌ی خاص ادامه یابد، حکومت افغانستان نیز برای حفاظت از مردم و کشور خود، اقدامات جدی خواهد کرد و این حق مشروع نیز هست.

واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی درون پاکستان نیز روی دیگر این بحران را روشن می‌کند. مردم، سیاستمداران، عالمان دینی و قشر مدنی سال‌هاست به این نتیجه رسیده‌اند که بحران‌های منطقه از سیاست‌های نادرست و اقدامات غیرمنطقی حلقه‌های نظامی پاکستان نشأت می‌گیرد. آن حلقه‌هایی که تصمیمات اساسی این رژیم را می‌گیرند، همواره منافع خود را در ادامه‌ی فشار، مداخله و مشکلات امنیتی جستجو می‌کنند.

مداخله در افغانستان و دیگر کشورهای همسایه، نقض حریم هوایی آن‌ها، بستن دروازه‌ها به بهانه‌های مختلف، خراب کردن روابط سیاسی و اقتصادی، اخراج اجباری مهاجران و ایجاد درگیری با همسایگان، بخشی از تاریخ تصمیمات نادرست حلقه‌ی خاص ارتش پاکستان است.

ارتش پاکستان، سیاست را ابزاری می‌داند که توجه مردم را از مشکلات اصلی منحرف کند. تمام مسئولیت شکست‌های داخلی، سقوط اقتصادی، کشمکش‌های سیاسی و ناپایداری حکومت‌ها را به نام «تهدید خارجی» به گردن کشورهای دیگر می‌اندازد. هرگونه واکنش نرم از سوی افغانستان برای آن‌ها بهانه‌ی دیگری می‌شود تا بر اشتباهات خود سرپوش بگذارند.

پس از مذاکرات در قطر و ترکیه، میانجی‌های بین‌المللی به وضوح دریافته‌اند که حکومت افغانستان به حل مشکلات از طریق گفتگو مایل است و می‌خواهد از گسترش کشمکش جلوگیری کند، اما رژیم نظامی پاکستان با خواسته‌های نامعقول خود به جای فضای سیاسی و دیپلماتیک، فضای فشار ایجاد می‌کند. اما این رفتار آن‌ها تنها به ضرر افغانستان نیست، بلکه برای مردم پاکستان نیز زیان‌های جدی دارد، زیرا بحران طولانی‌مدت همواره منجر به تباهی زندگی مردمی می‌شود.

سوال اساسی این است که چرا ارتش پاکستان هر بار به جای صلح، بحران را ترجیح می‌دهد؟ پاسخ ساده است؛ زیرا وجود بحران تضمین‌کننده بقای قدرت حلقه‌ی ارتش است. هر بار که بی‌نظمی سیاسی در کشور افزایش می‌یابد، نقش ارتش نیز گسترده‌تر می‌شود. هر بار که خشونت در منطقه زیاد می‌شود، ارتش خود را به عنوان تنها «نیروی ضروری» معرفی می‌کند؛ این همان منطق نادرست دائمی است که مردم پاکستان قربانی آن می‌شوند، اما ارتش خود را با آن مستحکم‌تر می‌سازد.

مردم پاکستان، علما، سیاستمداران و همه رهبران محلی باید به این حقیقت توجه کنند که بزرگترین عامل تیره شدن روابط دو ملت، ارتش پاکستان و ذهنیت استخباراتی است که بقای خود را در تولید و تکرار بحران می‌بیند. اگر مردم این را درک نکنند، مشکلات هر سال شکل جدیدی به خود می‌گیرد و ثبات منطقه ضعیف‌تر خواهد شد.

افغانستان تا حد زیادی تلاش کرده است که از طریق گفتگو، احترام و شکیبایی، شکاف‌های ایجاد شده در روابط را کم کند، اما این به معنای آن نیست که در برابر زورگویی و تجاوز کسی ساکت یا بی‌جواب خواهد ماند. درک این مسئله ضروری است که آینده منطقه تنها زمانی روشن خواهد شد که پاکستان محاسبات فعلی خود را تغییر دهد و در مسیر همکاری، برابری و احترام متقابل گام بگذارد.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version