از چندی بدین‌سو، رژیم نظامی پاکستان ـ حال‌آن‌که یک‌زمان توسط احزاب و جبهات بدنام افغانستان به‌عنوان دشمن درجه‌یک تلقی می‌شد و همه‌شان خود را از سیاست‌های تاریک آن در قبال افغانستان بری می‌دانستند ـ به تنها ماوای همین احزاب مبدل شده و اندک رهروان آن‌ها نیز به دستگاه تبلیغاتی این رژیم نامشروع بدل شده‌اند.

هرچند این همسویی و روابط تنگاتنگ میان پاکستان و احزاب بدنام افغانستان امری جدید نیست و گذشته‌ای طولانی دارد، اما بیان علنی و حتی افتخار نمودن به آن بدون شک امری‌ست جدید و نوپیدا؛ چراکه همین احزاب در طول بیست‌سال جمهوریت، پاکستان را بزرگ‌ترین دشمن افغانستان معرفی می‌نمودند.

این اتحاد و همسویی میان جبهه موسوم به مقاومت و پاکستان، اگرچه برای همه مثل روز روشن است، اما در روزهای اخیر و پس از حمله داعش به یکی از حسینیه‌های اهل تشیع در اسلام‌آباد، این حقیقت انکارناپذیر بیش از پیش هویدا شده است.

بله! با گذشت چند ساعت از حمله بر شیعیان در اسلام‌آباد، جبهه مقاومت نیز با تأسی از پاکستان، انگشت اتهام به‌سوی افغانستان دراز کرده و این کشور را متهم به دست داشتن در این حمله نمود؛ آن‌هم در صورتی‌که فرد حمله‌کننده پاکستانی بود و در حقیقت هیچ‌گونه ارتباطی با بیرون نداشت.

جبهه موسوم به مقاومت در حالی سیاست اتهام‌زنی را روی دست گرفته و همچون دستگاه تبلیغاتی پاکستان بدون وقفه در راستای تأمین باداران‌شان کار می‌کند که خود هیچ‌گونه اشراف اطلاعاتی یا پشتوانه مردمی در داخل افغانستان نداشته و حتی از ساده‌ترین اتفاقات این کشور نیز بی‌خبر است.

اما آیا این اتحاد که به‌تازگی علنی شده، دوام خواهد داشت و یا حتی می‌تواند این اتحاد شوم حداقل یکی از دو جناح متحدشده را به آرمان‌ها و آرزوهای تاریک‌شان برساند یا خیر؟ سوالی که در ادامه این یادداشت به پاسخ آن خواهیم پرداخت.

بدون شک می‌توان گفت که تمام اتحادها و هم‌پیمان‌شدن‌های امروزی جز برای تأمین منافع شخصی شکل نمی‌گیرد؛ بناً باید نخست روشن ساخت که هدف پاکستان و جبهه موسوم به مقاومت از این اتحاد چیست و هرکدام‌شان چه چیزی از نتیجه این اتحاد انتظار دارند.

خواسته رژیم پاکستان برای همه آشکار است: تنها هدف آن روی کار آمدن حکومتی در افغانستان است که بر دیگران تکیه داشته و از استقلال سیاسی و اقتصادی برخوردار نباشد؛ درست همانند رژیم فروپاشیده جمهوریت. زیرا در چنین صورتی پاکستان می‌تواند امیال غیرمشروع خود را از طریق غلامان و اجیران خود در داخل دستگاه حکومتی افغانستان پیاده نماید.

در این میان، جبهه مقاومت نیز در نتیجه خواهان فروپاشی حکومت فعلی افغانستان است؛ زیرا این حکومت، علی‌رغم این‌که فردای بهتر مردم افغانستان را تضمین نموده، برای مفسدین سیاسی و اقتصادی چنان زهری قاتل شمرده می‌شود. به این دلیل که چهره‌هایی مانند سران جبهه موسوم به مقاومت و دیگر احزاب اکنون دست‌شان از افغانستان کوتاه بوده، نه به منابع و معادن این کشور دسترسی دارند و نه می‌توانند سیاست آن را آلوده سازند.

بناً می‌توان گفت هدف پاکستان و جبهه موسوم به مقاومت در نهایت یکی‌ست؛ اما برای این‌که بدانیم آیا این اتحاد دوام می‌آورد یا خیر، باید نگاهی بیندازیم به نتیجه این اتحاد و این‌که آیا آنان می‌توانند به خواسته‌شان ـ که همان فروپاشی حکومت فعلی افغانستان است ـ برسند یا خیر؟

در جواب به این سوال باید گفت: فروپاشی حکومتی که از دل مردم برخاسته، دردشان را می‌داند و برای درمان آن شبانه‌روز قدم برمی‌دارد، نه تنها ادعای محض نیست؛ بلکه تجربه ثابت نموده است که براندازی آن ممکن نیست. برای مثال می‌توان به دوره اول حکومت فعلی افغانستان اشاره نمود؛ زمانی که این حکومت توانست جنگ‌های داخلی خانمان‌سوز احزاب را فرو نشاند و مردم افغانستان را از بلایی بزرگ در امان نگه‌دارد. در آن زمان، هرچند آمریکا ـ در حالی که ابرقدرت جهان بود ـ نه به‌تنهایی بلکه با ده‌ها کشور قدرتمند دیگر به قصد براندازی این حکومت وارد افغانستان شدند و در نتیجه، پس از بیست سال تمام و متحمل شدن خسارات جانی و مالی بی‌شمار، شکست را پذیرفته و شبانگاه فرار را بر قرار ترجیح دادند.

حال اگر بخواهیم اندک مقایسه‌ای میان قدرت پاکستان و جبهه موسوم به مقاومت با آمریکا و کشورهای قدرتمند داشته باشیم، با اطمینان می‌توان گفت پاکستان و جبهه موسوم به مقاومت بیست سال نه، بلکه حتی بیست روز هم دوام نمی‌آورند و در صورت اقدام به چنین عملی، زودتر از آن‌چه فکرش را بکنند کارشان یکسره خواهد شد. زیرا رژیم فعلی پاکستان نه‌تنها توان نظامی کافی را ندارد، بلکه در بدترین وضعیت اقتصادی خود قرار داشته و در حال حاضر میلیاردها دالر قرض‌دار است؛ پس چنین رژیم ورشکسته‌ای چگونه می‌تواند به جنگی بسیار پرهزینه با افغانستان وارد شود؟ در مقابل، متحد آن ـ یعنی جبهه موسوم به مقاومت ـ نیز در حالی سخن از نبرد می‌زند که جز چند صفحه در شبکه‌های مجازی، آن‌هم با نام‌های مستعار، چیز دیگری در اختیار ندارد.

در نتیجه باید گفت از آن‌جایی‌که هدف این اتحاد امری ناممکن است، بناً دور نیست روزی که این اتحاد نیز از هم فروبپاشد و همان‌طور که به گفته خواجه آصف، آمریکا از پاکستان مانند کاغذ تشناب استفاده نمود، پاکستان نیز از جبهه مقاومت همچون کاغذ تشناب استفاده کرده و سپس آن را دور بیندازد.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version