نویسنده: داکتر صلاحالدین شهنوازی توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست. آنچه در ادامه میآید حاصل مطالعات و شنیدههای بنده در مورد مسئله فلسطین و برداشتهای شخصی من از این گره کور سیاست بینالملل و بحرانی است که قریب به یک قرن خاورمیانه و جهان اسلام را درگیر خود کرده است؛ هر نظر قابل رد و نقد است؛ بنابراین پيشاپيش از هرگونه نقد و اصلاح دوستان استقبال مینمایم. ١. استاد محمود احمد غازی رحمهالله در سفری که به زاهدان داشتند در یکی از درسگفتارهایشان فرمودند: در زمان پیامبر صلیاللهعلیهوسلم بزرگترین ابرقدرتها قیصر و کسری بودند، ولی هیچ ذکری از آنها در قرآن به میان نیامده است؛ الا اشارتاً! برعکس؛ رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «اذا هلک کسری فلا کسری بعده و إذا هلک قیصر فلا قیصر بعده» ولی در هر صفحه از قرآن بحث یهود و نصارا آمده است، آنهم با جزئیات فراوان و تنوع گوناگون! هدف از توجه بیش از حد قرآن به این موضوع یک درس و یک پیام مهم برای مسلمانان دارد و آن اینکه رقیب اصلی اسلام تا قیام قیامت یهود و نصارا هستند، و چالش اصلی مسلمانان با آنان بوده، هست و خواهد بود؛ خداوند هم به اشکال گوناگون مکر و توطئه آنها و نیز راههای مقابله با آنها را به امت مسلمه آموزش داده است. ٢. از میان یهود و نصارا بیشترین عداوت و شدیدترین رقابت را یهودیان با مسلمانان دارند. لذا شناخت تاریخ یهود برای همه بهویژه رهبران سیاسی و مذهبی، فعالین عرصه دعوت و کنشگران اجتماعی از واجبات است؛ یکی از بزرگترین موفقیتهای یهود در طول تاریخ حیات، تخریب ادیان رقیب بوده است؛ یهودیان توانستهاند بزرگترین ضربه فکری را به مسیحیت و اسلام وارد کنند؛ جالب اینجاست که یهود با تحریف در افکار و اندیشههای درست و حقانی انحراف ایجاد کرده است، نه تحریف در افکار باطل! ٣. یکی از اهداف یهود تلاشهای مستقیم و غیرمستقیم و مستمر آنان برای تحققبخشیدن به برتری ذاتی یهود بر جهانیان، مطابق باور نژادپرستانۀ «قوم برگزیده» بودن فرزندان اسرائیل است؛ بعد از ظهور اسلام و بهویژه در دوره اقتدار مسلمانان، یهودیان نتوانستند زیاد اظهار وجود کنند، ولی هیچگاه از تلاش برای تضعیف و نابودی این رقیب بلامنازع غافل نشدند؛ ستاره اقبال یهود بعد از رنسانس و ظهور قدرت صنعتی و انتقال تدریجی قدرت از دولتها به شرکتها و سازمانها طلوع کرد؛ آنان در دنیای جدید و با تسلط بر سازوکارهای اعمال قدرت در دنیای مدرن، در شاهرگهای حیاتی نهادها و ارگانهای نوظهورِ قدرت توانستند نفوذ کنند. منشا رخدادهای منتهی به جابجایی نهادهای قدرت از حکومتها و امپراتوریهای آشکار به سازمانها و نهادهای پنهان، در اروپای مسیحی بود و مسیحیان در مقابل مسلمین همپیمان یهودیان بودهاند؛ یهودیان تحقیرشدۀ قرون و اعصار و راندهشده و سرگردان و در آرزوی استقرار، از این فرصت بیشترین استفاده را کردند. ٤. بعد از رنسانس، شرکتها، بنگاههای اقتصادی، دانشگاهها، نهادهای آموزشی و علمی و احزاب سیاسی و سازمانهای پیدا و نهان دیگر قدرت گرفتند و به تدریج قدرتشان بر توانایی دولتها چربید، تا جایی که حتی دولتها را در اختیار خود گرفتند و دولتها و حکومتهایی نظیر حکومتهای اسلامی را که در برابر سیادت آنان مقاومت میکردند از سر راه برداشتند و بعد از نابودی آنها حوزه نفوذشان را به قطعات کوچکتری که زیر نظر و تحت سلطه خودشان بودند تقسیم کردند؛ بخش زیادی از روسای قدرت و ثروت مافیایی جدید یهودی بودند؛ آنها برای استمرار و استقرار این سلطه دست به کارهای زیادی زدند که یکی از آنها تاسیس «دولت اسرائیل» در دل کشورهای تحت سلطه خود بود؛ اکنون این نظام سلطه که اسرائیل بخش کوچکی از آن است، دنیا را مدیریت میکند. ٥. اسرائیل نمایندۀ نظام سلطه جدید در منطقه است؛ سیستم حکمرانی جهانی جدید در قید مذهب و ایدئولوژی نیست، بلکه فقط حفظ نظام سلطه و گسترش قدرت سیاسی و اقتصادی آن مهم و حیاتی است؛ از اینرو هر کس در این مهم آنها را یاری نماید با او پیمان همکاری میبندند و او را آزاد میگذارند و دستش را برای هر کاری باز نگه میدارند؛ حتی اگر در کنار این همکاری و سرسپردگی، مذهب و مشرب و ایدئولوژی و آیینشان را هم توسعه بدهند، انسانها را بکشند و شهرها و کشورها را ویران کنند؛ نظام سلطه با وضع قوانین بینالمللی در قالب سازمان ملل و تسلط بر ثروت جهان به واسطه سازمان بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول، نهادهای بینالمللی توسعهای و اقتصادی و… از همپیمانان خود مثل اسرائیل حمایت میکنند. نظام سلطه برای رسیدن به اهداف خود تا کنون پنج اسرائیل تاسیس کرده است که اگرچه در عملکرد با همدیگر تفاوتهایی دارند اما در اهداف با هم مشترکاند؛ اکنون کمی با این پنج اسرائیل بیشتر آشنا شویم تا با شناخت بهتر، برنامهریزی دقیقی انجام دهیم تا شکار توطئههای نورانی آنها نشویم؛ مولانا محمدالیاس کاندهلوی رحمهالله بانی نهضت دعوت و تبلیغ، میفرماید: «شیطان یکسری دامهای ظلمانی دارد که هر کس میتواند آنها را ببیند و درک کند، ولی یکسری دامهای نورانی دارد که با این دامها بزرگترین علما و مخلصین را هم فریب میدهد.» نظام سلطۀ جدید تجسم شیطان است؛ کارگزاران این نظام برای استحکام و استمرار تسلط خود بر جهان، با تکیه بر مطالعات چند قرن و کنار هم قراردادن تجربیات گذشته، سازمان ملل و سازمانهای مشابه را با قوانین و مقررات خود پدید آوردند و برای تسلط بر منابع ثروت دنیا نهاد اقتصادی جهانی را تاسیس کردند؛ برای حفظ و حمایت و پیشبرد اهدافشان دولتها را بهوسیله سازمانها و نهادهای پیدا و پنهان در اختیار گرفتند و در جهت نیل به خواستههای خود از انجام هیچ جنایت و توطئهای ابا نورزیدند. یکی از بزرگترین و موفقترین پروژه های آنها تاسیس پنج اسرائیل بود؛ شناخت این پنج اسرائیل، برای درک و تحلیل وضع موجود اهمیت بسزایی دارد؛ اگر از علل حوادث پیرامون بیخبر باشیم و ندانیم ضربهای که میخوریم از کجا نشات میگیرد و ریشههای بحران را بهدرستی درک نکنیم، بهجای پرتابکننده چوب، از چوب انتقام خواهیم گرفت و راه به جایی نخواهیم برد؛ چنانکه پیشتر گفته شد اسرائیل حاصل نظام سلطه جدید و نماینده آن است؛ همانطور که بایدن سالها پیش به صراحت گفت: اگر اسرائیل نمیبود برای پیشبرد اهدافمان برنامهای دیگر درست میکردیم؛ و یا به عبارت درستتر؛ اسرائیلی دیگر درست میکردیم. از «پنج اسرائیل» پیشگفته، نخستینشان اسرائیلی است که در سال ۱۹۴۸م تاسیس گردید و تقریبا ۵۶ درصد اراضی فلسطین را سازمان ملل به آن بخشید و باقیمانده را برای بقیه فلسطینیان باقی گذاشت؛ در این مرحله، هدف اصلی راحتشدن خیال اروپای مسیحی از شر یهودیان و انتقال این مشکل همیشگی به خارج از مرزهای اروپا بود؛ اما در کنار آن رضایت همپیمانان یهودی نظام سلطه جدید که در حکم ستون فقرات آن بودند نیز فراهم میآمد؛ این مرحله با اعلام رسمی تاسیس اسرائیل در سرزمین فلسطین با موفقیت به انجام رسید. دومین اسرائیل، اسرائیل فعلی است که برخلاف تعهدات بینالمللی بخشی از سرزمین دیگران (تقریبا ۹۵ درصد اراضی فلسطینیان) را اشغال کرده است؛ بر اساس قوانین بینالمللی حکومتهایی که اقدام به اشغال یک سرزمین میکنند باید حقوق شهروندی مردم تحت اشغال را طبق قوانین بینالمللی که برای سرزمینهای تحت اشغال وضع شدهاند، مراعات کنند، ولی اسرائیل هیچیک از این حقوق را مراعات نکرده است؛ در این مرحله ماموریت اسرائیل، مشغولکردن جهان اسلام به خود و به تحلیلبردن توان بالقوه نظامی و اقتصادی دنیای اسلام بهعنوان یک تهدید همیشگی برای اروپای مسیحی بود، که تا کنون در نهایت دقت و ظرافت انجام شده است. سومین اسرائیل، اسرائیلی است که در سرزمین موعودشان باید تاسیس گردد؛ نیل تا فرات؛ سرزمین موعود خداوند به فرزندان برگزیده موسی! این سرزمین در پرچم سفید اسرائیل با دو نوار آبیرنگ نماد دو رودخانه نیل و فرات مشخص شده است؛ در اسرائیل سوم ضرورتا نیازی به تخلیه سرزمینهای وسیع مابین نیل و فرات وجود ندارد، بلکه ایجاد مانع برای رشد و توسعه کشورهای موجود در منطقه، عقبنگهداشتن و جلوگیری از قدرتیافتن آنها از طریق تسلط حکومتهای فاسد، درگیریهای قومی و مذهبی و… آنان را تا همیشه تحت تسلط اسرائیل نگه میدارد. اسرائیل چهارم، حامیان علنی اسرائیل هستند که برای پیشبرد اهداف نظام سلطه با تمام توان او را همراهی میکنند؛ مثلا تا به امروز نهتنها هیچ بیانیه محکومیت بینالمللی و اعلامیه و مصوبهای آنها را از پیشروی باز نداشته است بلکه برعکس و چنانکه در همین قضیه اخیر پیش آمد، پیشرفتهترین ناوهای جنگی را برای حمایت از اسرائیل به منطقه گسیل کردند. پنجمین اسرائیل همپیمانان اصلی و مخفی اسرائیل در دنیا هستند که سازمانهای صهیونیستی برای تخریب و نابودی دیگران همیشه از آنها استفاده کرده و یا فعالیتهای اینها را برای سرکوب دیگران و رسیدن به اهدافشان بهانه قرار دادهاند؛ این نوع از اسرائیل با اقداماتی عوامفریبانه و احساسی خود را در ظاهر در مقابل اسرائیل نشان میدهد، اما در باطن زمینۀ تحقق اهداف اسرائیل را فراهم میکند؛ مثل داعش و گروههای مسلح تروریستی همفکر و حامیان پیدا و پنهانشان که عملکردشان مؤید همین امر است؛ این اسرائیل با توسل به انواع دسیسهها و نیرنگها که شاید بعضی از آنها رنگوبوی دینی و ایدئولوژیک هم داشته باشند، تلاش میکند احساسات عوام و حمایتهای علما و عموم مردم را با خود همراه کند، اما هدف اصلی آن اجرای نظام سلطه و درواقع حفاظت از اسرائیل است. شناخت اسرائیلها بهویژه اسرائیل پنجم در فعالیتها، تحقیقات، برنامهریزیها و تصمیمگیری برای آینده امت اسلامی و پیروزیهایش نقش اساسی دارد.