در آخرین نشست آنلاین مخالفان حکومت افغانستان، اظهارات شماری از چهره‌های سیاسی پیشین بار دیگر همان روایت‌های تکراری، متناقض و دور از واقعیت را مطرح کرد؛ روایت‌هایی که آنان سال‌هاست در برابر مردم افغانستان، به نام جنگ، دموکراسی و بدیل سیاسی، ارائه می‌کنند. در سخنان این چهره‌ها از یک‌سو خواست گفت‌وگو، تفاهم و راه‌حل سیاسی مطرح می‌شود، اما از سوی دیگر تهدیدهای آغاز و گسترش جنگ تکرار می‌گردد؛ تهدیدهایی که تاکنون، جز ادعاهای پی‌هم، هیچ وزن عملی‌ای پیدا نکرده‌اند که بتواند معادلهٔ سیاسی و امنیتی واقعیت کنونی افغانستان را تغییر دهد.

مهم‌تر این‌که بسیاری از روایت‌های سیاسی آنان با تجربه‌هایی در تضاد است که مردم در دهه‌های گذشته شاهد آن بوده‌اند؛ زیرا همین چهره‌هایی که امروز از نظام، دیموکراسی و حقوق مردم سخن می‌گویند، در دورهٔ بیست‌سالهٔ جمهوریت جایگاه داشتند؛ دوره‌ای که با وحشت و بربریت، فساد گسترده، انحصار سیاسی، حکومت‌داری ضعیف و نارضایتی مردم همراه بود.

از همین‌رو، شعارهای کنونی آنان پیش از هر چیز باید با سابقهٔ گذشته، توان واقعی و وضعیت کنونی افغانستان مقایسه و ارزیابی شود. این در حالی است که حکومت افغانستان با تحکیم موضع خود در عرصهٔ سیاسی و مهار فشارهای مخالفان مسلح در عرصه‌های امنیتی و جنگی، برتری عملی خود را در برابر این ادعاها ثابت کرده است.

آشکارترین تناقض این نشست در همین موضع مخالفان دیده می‌شود که از یک‌سو خواستار مذاکرات و از سوی دیگر خواهان جنگ‌اند. دوستم گفته است که برای گفت‌وگو یک هیئت پنج‌نفره نیز تعیین کرده و از حکومت افغانستان خواسته است پیشنهاد آنان برای مذاکره را جدی بگیرد؛ اما سیاف، یاسین ضیا و احمد مسعود در همین نشست از ناکامی گفت‌وگوهای دورهٔ گذشته سخن می‌گویند و سپس وعده‌های بی‌مورد ادامهٔ مقاومت و جنگ را تکرار می‌کنند. اگر گفت‌وگوها واقعاً در جریان است، پس چرا تهدید به جنگ می‌کنند؟ و اگر تهدید به جنگ می‌کنند، پس چرا پیشنهاد گفت‌وگو می‌دهند؟ آنان سیاستی متناقض را پیش می‌برند و فکر می‌کنند موفق خواهند شد.

بخش مهم دیگر سخنان آنان، تهدیدهای تکراری جنگی است که طی پنج سال گذشته آن را تکرار کرده‌اند؛ این‌که جنگ آغاز خواهد شد، وارد میدان خواهند شد و هزاران نفر به صفوف آنان خواهند پیوست. اما در واقع، همهٔ این‌ها فقط شعارهای تبلیغاتی است؛ زیرا تهدید یا اعلام جنگ نمی‌تواند به‌تنهایی نشان‌دهندهٔ توان جنگی باشد. واقعیت این شعارهای مخالفان در پنج سال گذشته به‌ خوبی روشن شده است.

از سوی دیگر، اگر درخواست گفت‌وگو را نیز بررسی کنیم، می‌توان پرسید که مذاکرات آنان برای چه هدفی است؟ برای منافع اسلامی و ملی یا برای بازپس‌گیری نفوذ و سهم سیاسی پیشین‌شان؟ با توجه به سابقهٔ سیاسی آنان، این نگرانی بی‌جا نیست که زیر عنوان مذاکره، تلاش می‌کنند در ساختار قدرت سهم و امتیازات سیاسی به دست آورند. مردم افغانستان طی چند دههٔ گذشته با چنین معاملات و ائتلاف‌های سیاسی‌ای آشنا بوده‌اند؛ معاملاتی که زیر نام ارادهٔ مردم و منافع ملی، در نهایت بر تقسیم جعلی قدرت، امتیازات سیاسی شخصی و نفوذ حلقات محدود تمرکز کرده‌اند.

احمد مسعود که امروز از دموکراسی و تعیین آینده از طریق رأی مردم سخن می‌گوید، باید این را نیز بپذیرد که مردم افغانستان یک نظام ایجادشده در چارچوب دموکراسی را به مدت بیست سال تجربه کردند؛ اما نتیجهٔ آن وحشت بود، نه چیزی که آنان امروز به‌عنوان شعار مطرح می‌کنند. در همین دورهٔ نظام جمهوریت، فساد گسترده، مناقشات و تقلب‌های انتخاباتی، نفوذ زورمندان، تعصب، انحصار سیاسی، نبود جواب‎گویی و در مجموع مشکلات بسیار جدی وجود داشت؛ مشکلاتی که نه‌تنها مردم افغانستان از آن‌ها شکایت داشتند، بلکه نهادهای بین‌المللی نیز به‌ گونهٔ پی‌هم از آن‌ها انتقاد می‌کردند.

افغان‌ها یک تجربهٔ عملی بیست‌ساله از دموکراسی را پشت سر گذاشته‌اند، کاستی‌های دموکراسی را مشاهده کرده‌اند و تا امروز از پیامدهای آن رنج می‌برند. سؤال این است که اگر آن نظام واقعاً نمونهٔ موفق مردم‌سالاری بود، پس چرا چنین مشکلات گستردهٔ تعصبی، زورمدارانه، سیاسی، اداری و امنیتی داشت؟ از همین‌رو، بحث دربارهٔ آینده بر اساس دموکراسی بی‌نتیجه است و مردم افغانستان هرگز آن را نخواهند پذیرفت.

برای ارزیابی ادعاهای کنونی این چهره‌ها، نمی‌توان از عملکرد سیاسی گذشتهٔ آنان چشم پوشید. کسانی که امروز از مردم، نظام، دموکراسی و اصلاحات سیاسی سخن می‌گویند، از چهره‌های مهم ساختار سیاسی بیست‌سالهٔ گذشتهٔ افغانستان بودند و نمی‌توانند خود را به‌ طور کامل از تصمیم‌های سیاسی، ساختار و عملکرد آن نظام جدا کنند. اگر آن نظام، چنان‌که امروز تلاش می‌شود آن را معرفی کنند، تا این اندازه مردم‌سالار، عادلانه و مبتنی بر ارادهٔ مردم بود، پس چرا مردم افغانستان در همان دوره از فساد، انحصار سیاسی، زورمداری، بی‌اعتمادی و مشکلات دیگر تا این اندازه شکایت داشتند؟ چرا فاصله میان مردم و نظام روزبه‌روز بیشتر می‌شد و چرا در درون نظام، درخواست اصلاحات به‌ گونهٔ پی‌هم مطرح می‌گردید؟ مشکل این است که بسیاری از بازیگران سیاسی نظام جمهوریت امروز فقط آن بخش از دورهٔ یادشده را انتخاب می‌کنند که برای روایت کنونی‌شان سودمند است.

تهدیدهای تکراری برای آغاز و گسترش دوبارهٔ جنگ زمانی بی‌معناتر ثابت می‌شود که همین افراد هم‌زمان خواستار گفت‌وگو نیز هستند. افغانستان از پیامدهای دردناک جنگ‌ها عبور کرده است و مردم دیگر نمی‌توانند شعارهای تکراری جنگی این چهره‌ها را به‌ عنوان راه‌حل آینده بپذیرند. اگر آنان واقعاً بدیلی برای خیر و رفاه مردم دارند، باید به‌جای تهدید به جنگ، توان عملی سیاسی و طرح روشن خود را ارائه کنند؛ زیرا سال‌ها سخن گفتن پی‌هم از گسترش جنگ، بدون آن‌که نتیجهٔ عملی‌ای داشته باشد و واقعیت سیاسی و امنیتی کشور را تغییر داده باشد، نشانهٔ قدرت نیست، بلکه اعتراف به ضعف و نداشتن نفوذ سیاسی است.

مهم‌ترین مسئله این است که بهای جنگ و رقابت‌های سیاسی را باز هم همین سیاستمداران نمی‌پردازند، بلکه مردم عادی افغانستان می‌پردازند. کسانی که از دور از ادامه و گسترش جنگ سخن می‌گویند، باید این را نیز بگویند که قربانی این جنگ چه کسی خواهد بود و نتیجهٔ آن برای این مردم چه خواهد شد؟ مردم افغانستان پس از جنگ‌های طولانی، دیگر علاقه‌ای به تکرار خون‌ریزی، مهاجرت، فقر و ویرانی ندارند. کسی که از جنگ سخن می‌گوید، باید هزینهٔ جنگ را نیز محاسبه کند؛ زیرا اعلام جنگ از دور آسان است، اما میدان جنگ بهای سنگینی دارد. اگر ادعای مخالفان حکومت افغانستان این است که برای مردم مبارزه می‌کنند، پس مهم‌ترین خواست مردم جنگ نیست، بلکه ثبات و آرامش است.

اگر سخنان این نشست را فراتر از شعارها بررسی کنیم، به‌جای یک بدیل سیاسی منسجم و عملی، مجموعه‌ای از مواضع متناقض دیده می‌شود. هم گفت‌وگو می‌خواهند و هم جنگ؛ هم ادعای مردم‌سالاری دارند، اما در برابر عملکرد گذشتهٔ خود جواب‎گو نیستند؛ ادعای حمایت گسترده می‌کنند، اما برای قدرت ادعایی خود شواهد عملی و روشنی ندارند. مردم افغانستان از دورهٔ چنین روایت‌های تکراری عبور کرده‌اند و دیگر از آن‌ها بیزارند. واقعیت افغانستان کنونی این است که مخالفان تاکنون فقط تهدیدهای تکراری کرده‌اند، اما هنوز نتوانسته‌اند واقعیت سیاسی و امنیتی کشور را تغییر دهند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version