در صفحات تاریخ، هرگاه داستان‌های ذلت و غلامی فکری ملت‌ها نگاشته شود، نام حاکمان کنونی پاکستان در صدر فهرست شرم قرار خواهد گرفت. آخرین توئیت شهباز شریف، نخست‌وزیر به‌اصطلاح دست‌نشانده پاکستان در رسانه‌های اجتماعی که در آن با حالت «تضرع» و زاری از دونالد ترامپ در مورد ایران درخواست کرده بود، تنها یک پیام دیپلماتیک نبود؛ بلکه اعلان جنازه استقلال کشوری بود که خود را «قدرت اتمی» می‌نامد.

حقیقت پنهان پشت این توئیت زمانی آبروی باقی‌مانده پاکستان را در جهان بر باد داد که مشخص شد در مسوده (Draft) اولیه پیام نوشته شده بود: «مسوده – پیام صدراعظم پاکستان در ایکس (X)». این یک اشتباه تخنیکی کوچک نبود، بلکه افشای یک جنایت بزرگ بود که نشان می‌دهد مقامات نشسته در اسلام‌آباد، صاحب افکار خود نیستند؛ بلکه در آنجا صرفاً «سناریوهایی» که از واشنگتن و شاید تل‌ابیب آمده است، کاپی، پیست و نشر می‌شود.

همان‌طور که «رایان گریم»، خبرنگار آمریکایی فاش کرده است، کارمندان خودِ صدراعظم هرگز او را با چنین عنوانی خطاب نمی‌کنند؛ این به این معناست که این پیام در خارج از سرحدات پاکستان و به دست باداران بیگانه نوشته شده و شهباز شریف تنها مانند یک «روبات»، امر آن‌ها را اجرا کرده است.

این داستانِ یک توئیت نیست، بلکه نمایش آن فقر فکری است که یک کشور را تا سطح یک «مستعمره دیجیتال» سقوط داده است. در یک سو ایران قرار دارد که با وجود دهه‌ها تحریم و فشارهای بین‌المللی، استقلال و غرور خود را حفظ کرده است، و در سوی دیگر حلقه قدرت در پاکستان است که چنان بی‌چاره شده که حتی برای خواستن صلح نیز کلمات را از بیگانگان وام می‌گیرد. آیا جای شرم نیست که یک کشور اتمی چنان اختیاری ندارد که دو جمله در مورد همسایه خود به دلخواه خویش بنویسد؟

واکنش رسانه‌ها و فعالان سیاسی در تهران که این تلاش‌های پاکستان را «منافقت» نامیده‌اند، کاملاً به‌جا است. وقتی لجام قدرت تو در دست دیگران باشد، شعارهای صلح و میانجی‌گری تو تنها یک تمسخر است. ایران به خوبی می‌داند دستانی که توانایی نوشتن یک تویت را ندارند، چگونه خواهند توانست جلوی یک جنگ بزرگ را بگیرند؟

شهباز شریف با این کار، سرِ یک ملت را در جهان خم کرد. این حکمرانی «کاپی‌پیستی» ثابت می‌کند که ستون‌های دولت در پاکستان پوسیده است و مراکز تصمیم‌گیری به خارج از اسلام‌آباد انتقال یافته‌اند.

ای حاکمان مسلط بر ملت مؤمن پاکستان! اگر در قلم شما آن‌قدر رنگ نیست که -اسلامی به کنار- حداقل برای منافع ملی یک حرف بنویسید، و اگر در ضمیر شما آن‌قدر جرئت نیست که به باداران «نی» بگویید، پس لااقل با ننگ و غیرت این ملت بازی نکنید. تاریخ شما را به عنوان کسانی یاد خواهد کرد که در بدل دالر، زبان، قلم، استقلال، فرهنگ و خاک خود را به بیگانگان گرو دادند.

توجه: نوشته‌ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای‌هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای‌هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version