انسان مخلوقی عاقل، دانشمند، منظم، متمدن و اجتماعی است که تمام ابعاد زندگی او با مخلوقات دیگر تفاوت دارد.
بدین اساس، نقشه زندگی او بهگونهای متفاوت با دیگر موجودات طراحی شده و اصول و روشهای خاصی برای تنظیم زندگیاش وجود دارد.
زمانی که گروهی از انسانها در یک محل با هم زندگی کنند، آن محل به یک اجتماع تبدیل میشود که نیاز به قوانین و نظم جداگانهای برای اداره آن دارد.
اگرچه هر انسان از لحاظ وجود، تفکر، باور، عمل و دارایی مستقل است و زندگیاش را به اختیار خود مدیریت میکند، اما خداوند بزرگ، ذات حکیم، بهخاطر انسجام، اتحاد، نظم، آرامش، آسایش، عدالت و محبت میان مردم، قانون انتخاب امیر و برقراری نظام دولتی را مشروع گردانیده است.
خداوند به مردم هدایت کرده که با نظام و امیر مسلمانان بیعت کنند و از اصول و اوامر او پیروی نمایند. در قرآن کریم میفرماید: «يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُوا۟ ٱلرَّسُولَ وَأُو۟لِى ٱلْأَمْرِ مِنكُمْ ۖ فَإِن تَنَـٰزَعْتُمْ فِى شَىْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا.» (نساء، آیه ۵۹)
ترجمه: «ای مومنان! از الله اطاعت کنید و از فرستاده او فرمان ببرید و (نیز) از صاحبان امرتان؛ و اگر در چیزی اختلاف کردید، آن را به الله و پیامبر بازگردانید؛ اگر به الله و روز قیامت ایمان دارید. این (کار) بهتر است و سرانجام بهتری دارد.»
در این آیه، خداوند متعال مومنین را هدایت میکند تا از امر خدا، رسول او و امیرشان اطاعت کنند و بر اساس اصول شرعی از اوامر آنان پیروی نمایند؛ زیرا اطاعت از امر خدا بر مسلمانان واجب است و ترک آن، گناه کبیره به شمار میرود.
این آیه همچنین به عاقبت نیک اطاعت از امیر نیز اشاره دارد و بیان میکند که اگر از امیر اطاعت کنیم، آیندهای خوب در دنیا و آخرت در انتظار ما خواهد بود، حتی اگر در مسیر اطاعت با سختیها و چالشهایی روبرو شویم.
اگر بین مسلمانان در مسائل سیاسی، فقهی، اجتماعی و غیره اختلافی پدید آید، خداوند بزرگ راهحل آن را نیز به ما نشان داده که همانا رجوع به کتاب الله و سنت پیامبر است.
همچنین، خداوند با صراحت بیان میکند که حل اختلافات از طریق کتاب الله و سنت پیامبر او مطمئنترین راهحل برای ایجاد پیوند بین دلهای مختلف است و عاقبت آن نیکوترین عاقبت خواهد بود.
بنا بر برداشت مسلمانان، اختلافات سیاسی و اجتماعی باید از طریق گفتگو و حکم قرار دادن شریعت الله متعال حل شود و هرگز نیازی به شمشیر و فتنه نیست.
اکنون این سوال مطرح است که چرا افرادی که تحت عنوانهای مختلف در افغانستان دست به آشوب و فتنه میزنند، طبق هدایات خداوند و پیامبر او با امیرشان بیعت نمیکنند؟ اگر با نظام اختلاف دارند، چرا از مجری شریعت اسلامی در حضور علماء مطرح جهان، مشکلات خود را از طریق گفتگوی شرعی حل نمیکنند؟ چرا راهحل دینی را ترک کرده و دست به فتنه و فساد میزنند؟
عواقب و آسیبهای بغاوت در برابر امیر مسلمانان چیست؟ و بغاوت چه نقشی در بدبختی ملت و امت دارد؟
در مقالات آینده به این سوالات و سوالات دیگر خواهیم پرداخت، به استعانت الله متعال.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.