مخالفان فراری همیشه هر تلاشی را پیشه می‌کنند تا خویشتن را در قافیهٔ سیاست دورادور و مخالفتِ بیانی نگه دارند و حیات بی‌رمق سیاسی‌شان را از ممات حتمی‌شان تفکیک نمایند.

برای تثبیت این مورد، حاضرند از جان بی‌گناهان غریب‌کار مایه بگذارند و در هر کوچه‌پس‌کوچه‌ای سروصداهای بی‌نتیجه ایجاد کنند تا بلکه بتوانند جلب توجه نمایند و به نوعی حامی کسب کنند.

به همین منظور، کوشش‌های نافرجام مخالفان فراری و خارج‌نشین در حمایت از گروهکِ نام‌نهادِ قومندان ملنگ، با چند نفر فریب‌خورده و تطمیع‌شده، همان بارقه‌های امیدِ ماندگاری بر سراب فروپاشی است که دیگر امیدی در دل آن نمانده و در حالت احتضار قرار دارد؛ چنان‌که افراد حاضر در صف این کتلهٔ شکست‌خورده نیز در حالت نابودی کامل قرار داشته و مقاومت بی‌فرجام‌شان به تسلیم انجامیده است.

شکی نیست که سیاسیون مخالف و فراری همیشه از آدرس‌های موهوم سخنان پرخروش می‌زنند و با به‌خروش‌آوردن احساسات جوانان خام، غریب‌کار و فقیر، هیاهو ایجاد می‌کنند و از جان‌کندن و قربانی‌شدن آنان سود تبلیغاتی می‌برند.

چنین انسان‌های بزدل هرگز حاضر نمی‌شوند خودشان یا نزدیکان‌شان وارد چنین جریان‌های عملی و میدانی شوند و با اندک‌ترین خطر مواجه گردند، بلکه همیشه سعی می‌کنند در دایرهٔ امن خود محفوظ بمانند و تمام خطرات و حساسیت‌ها را برای کسانی رقم بزنند که برای گذران زندگی، از همین راه کوتاه، حاضر شده‌اند تن به هر دستور و هدایت تخریب‌کارانه بدهند و در برابر هر کس و هر دولتی شعار توخالیِ مقاومت سر دهند.

اگر به حقیقتِ اراده و نیت این جوانان فریب‌خورده از نزدیک پی برده شود، واقعیت چیزی خلاف آن خواهد بود که در ظاهر و در انظار عمومی نشان داده می‌شود؛ زیرا این جوانان فرزندان همین خاک و همین مردم‌اند و در حقیقت، قربانیان بی‌اختیار سخنان و توطئه‌های کسانی شده‌اند که هر روز، به هر روش و شیوهٔ ممکن، به‌ویژه با تطمیع، آنان را به درهٔ مرگ، به نام مقاومت و آزادی، سوق داده و خودشان پشت ده‌ها پردهٔ محافظتی حقیقی و حقوقی پنهان شده‌اند.

هرگاه چنین قربانیانی در میدان مقابله کشته می‌شوند و جان‌شان را از دست می‌دهند، آن سرکردگان پنهان‌شده، بدون درنظرداشت اینکه این جوانان فرزندان پدران و مادرانی بودند که چشم به دروازه، منتظر برگشت جگرگوشه‌های‌شان هستند، با کمال وقاحت و بی‌شرمی آنان را مدافعان آزادی و قربانیان راه پیروزی معرفی می‌کنند؛ در حالی‌که این ادعا خلاف واقعیت موجود است و با نگاهی معکوس به قضیه، همچنان سایر جوانان را نیز به حضور در این مسیر فرامی‌خوانند.

همچنین، با کشته‌شدن این جوانان نامراد، هرگز به یاد خانواده‌ها و بستگان آنان نمی‌افتند و حتی از خود نمی‌پرسند که اکنون، با کشته‌شدن سرپرست و تکیه‌گاه این خانواده‌ها، چه باید کرد تا جای خالی آنان تا اندازه‌ای جبران شود.

هرگز چنین پرسشی را از خود نمی‌کنند؛ زیرا در این زمینه هیچ حس همدردی ندارند و با کشته‌شدن افرادی از صف شکستهٔ خود، گویا داستان قربانیان به پایان رسیده و آنان هیچ خانواده و بستگانی نداشته‌اند که از فقدان‌شان دردمند شوند.

با وجود این، ظهور چنین افراد مسلح، زیر نام‌ها و شعارهای گوناگون، چیزی جز دسیسه‌ای تشویش‌برانگیز نیست؛ دسیسه‌ای که ره به جایی نمی‌برد، مگر به مسلخ کشانده‌شدن جوانان فریب‌خورده و، در بسیاری موارد، تطمیع‌شده؛ جوانانی که به امید گذران زندگی و تأمین سریع نیازهای روزگار، راه اشتباهی را در پیش گرفته و جان‌شان را برای افرادی مکار قربانی کرده‌اند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version