هر شهروند افغان حق دارد که در مورد مسائل مهم ملی و اجتماعی بحث کند و نقد سازنده‌اش را به قصد اصلاح ارائه دهد؛ اما در افغانستان، نقدهای مخالفان شعوری دولت افغان در مورد مسائل مهم ملی و مردمی، شکل نقد سالم و منطقی ندارد، بلکه آشکارا تلاشی برای واکنش‌های کینه‌توزانه، پوشاندن ناکامی‌های شخصی، بی‌جایی سیاسی و تجربیات ناموفق گذشته‌شان است. این مخالفان، مانند شکریه بارکزی، محمد عثمان طارق، خالد ایثار و دیگران، همواره بحث‌هایی را مطرح می‌کنند که بیشتر تکراری، مملو از مبالغه و تحریف است.

همین مخالفان کسانی هستند که در زمان رژیم جمهوری، قدرت، بودجه، حمایت بین‌المللی و صلاحیت کامل داشتند، اما افغانستان را به ورطه فساد، بی‌عدالتی و تباهی انداختند. این مخالفان نه نظام اساسی‌ای بنا نهادند و نه از حاکمیت ملی محافظت کردند، بلکه حکومت را به ملکیت شخصی تبدیل کرده بودند.

امروز که این چهره‌ها نقاب مخالفت کورکورانه با دولت افغان را بر تن کرده‌اند، به جای تحلیل علمی، نظرات شخصی، جملات احساساتی و اطلاعات ناقص را ارائه می‌دهند. تمام بحث‌های آن‌ها از چارچوب حرفه‌ای خارج شده، با واقعیت در تضاد است، شکل انتقام‌جویی سیاسی دارد و تلاش برای بازپس‌گیری نفوذ گذشته در آن غالب است.

آن‌ها بحث‌هایی را تکرار می‌کنند که نه حرف جدیدی دارد، نه به مشکلات ملت درمان می‌دهد و نه می‌تواند در هیچ زمینه‌ای راه‌حل عملی ارائه دهد. نقدهای غیرمنطقی آن‌ها فقط برای جنجال‌آفرینی رسانه‌ای است، زیرا در سخنان آن‌ها زمانی اصلاحی می‌تواند اتفاق بیفتد که نیت اصلاح و سابقه پاک داشته باشند. بحث‌های آن‌ها افکار عمومی را مغشوش می‌کند و مسائل مهم و اساسی را از مسیر اصلی‌شان منحرف می‌سازد.

خطرناک‌ترین جنبه این است که این مخالفان مسائل داخلی، حساس و اساسی افغانستان را آگاهانه تحریف می‌کنند و به شکل بسیار بدی به جامعه جهانی ارائه می‌دهند. آن‌ها تلاش می‌کنند که واقعیت اصلی افغانستان را برای اهداف شوم و منافع شخصی خود به صورت غیرواقعی نشان دهند.

روایت‌های تحریف‌شده این مخالفان با برنامه‌های سیاسی و تبلیغاتی دشمنان افغانستان همسو به نظر می‌رسد. هر گونه عملکرد آن‌ها، تلاش‌هایی است که از سوی دشمنان افغان‌ها هدایت شده و هدف آن تضعیف دولت افغان است.

از آنجا که این مخالفان موضوع دیگری برای تحریف و مغشوش کردن بحث‌های خود و اذهان عمومی پیدا نمی‌کنند، در مورد قوانین شرعی، مانند اصولنامه‌های جزایی و دیگر موارد، مطابق با خواسته‌ها و بی‌علمی خود، نقدهای غیرمنطقی می‌کنند. این واضح است که آن‌ها از علم دینی محروم‌اند؛ آن‌ها گاهی اوقات از روی اغراض شخصی و حسادت به شعائر دینی بی‌احترامی می‌کنند و خود را بسیار مدرن نشان می‌دهند، اما این همه را به تحریک دیگران انجام می‌دهند.

دولت جدید افغان پس از پایان جنگ و اشغال، تلاش‌های موفقی را برای برقراری نظم، امنیت و حفظ حاکمیت ملی انجام می‌دهد. طبیعی است که این روند دشوار است و به کار زیادی نیاز دارد، اما این تلاش قابل مقایسه با وضعیت آشفته‌ای نیست که در زمان حاکمیت حاکمان پیشین وجود داشت.

نقدهای مخالفان شعوری که خودشان افغانستان را ویران کرده بودند، نه وزن اخلاقی دارد و نه اعتبار و تأثیر عملی؛ این صداها هر چقدر هم بلند شوند، باز هم نمی‌توانند واقعیت تلاش‌های ناکام و اقدامات تحریفی خود را تغییر دهند، بلکه فقط خودشان را بیشتر خسته و رسوا می‌کنند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version