در اظهارات اخیر احمد مسعود، سطح درک او از واقعیتهای کنونی جیوپولیتیک منطقه و جهان، نزدیک به صفر است. او ادعا میکند که میان مخالفان هیچگونه اختلافی وجود ندارد و روایتهای مربوط به اختلافات، صرفاً برای ناامید ساختن مردم و جامعه جهانی مطرح میشوند؛ اما این ادعا، خود تلاشی برای پنهان ساختن حقیقت است. واقعیت این است که معادلات قدرت در سیاست منطقهای و جهانی، به طور بنیادی دگرگون شده است و کشورهای جهان، به جای حمایت از گروههای شعاری، پراکنده و فاقد اقتدار، به سوی تعامل و تأمین ثبات با واقعیتهایی حرکت میکنند که بر جغرافیا حاکمیت عملی دارند. از همینرو، برای گروه خیالی مسعود در این معادلات هیچ جایگاهی وجود ندارد؛ زیرا نه بر هیچ بخشی از جغرافیای افغانستان حاکمیت دارد و نه به عنوان یک واقعیت سیاسی، قابل قبول است.
ادعای احمد مسعود مبنی بر اینکه «مخالفان متحد هستند و از اصول مشترک پیروی میکنند»، در برابر روندهای نظم نوین جهانی، برداشتی نادرست و به دور از واقعیت است. جامعه جهانی، خصوصأً کشورهای همسایه افغانستان، به خوبی آگاهاند که میان اشتراککنندگان نشستهای ویانا، پاریس و سایر نشستها، اختلافات عمیق و رقابتهای جدی بر سر قدرت وجود داشته است. منافع جیوپولیتیک قدرتهای بزرگ در شرایط کنونی، در تأمین امنیت و گسترش تعاملات اقتصادی با حکومت موجود نهفته است، نه در حمایت از جبهههای متناقضی که حتی بر سر تعیین یک رهبر مشترک نیز قادر به توافق نیستند.
نبود جایگاه سیاسی گروه موسوم به مقاومت در معادلات بینالمللی، نشاندهنده آن است که این گروه در دیدگاه نهادهای سیاست خارجی، در شرایط کنونی به عنوان یک جریان شکستخورده و انحصاری تلقی میشود. خواستها و طرحهای این گروه به این وجه از سوی جامعه جهانی به گونه جدی مورد توجه قرار نمیگیرد که همگان میدانند این جبهه در داخل افغانستان هیچ ظرفیتی برای ایجاد تغییرات راهبردی ندارد. از همینرو، ادبیات سیاسی احمد مسعود و تأکید او بر روایتهای نادرست درباره وحدت مخالفان، نه با هدف تأثیرگذاری بر روند تصمیمگیریهای جهانی، بلکه صرفاً برای حفظ بقا و تأمین منابع مالی یک گروه کوچک و منزوی مطرح میشود.
شکلگیری فضای جدید سیاسی و امنیتی در منطقه، به روشنی نشان میدهد که هیچ کشوری حاضر نیست منافع ملی و امنیتی خود را برای تحقق برنامههای خیالی گروه احمد مسعود و بازگرداندن چهرههای گذشته به قدرت، با خطر روبهرو سازد. روسیه، چین، کشورهای آسیای میانه و حتی کشورهای غربی، همگی در پی آناند که با یک قدرت مرکزی و مقتدر در افغانستان تعامل داشته باشند تا ثبات تأمین شود و از گسترش بیثباتی جلوگیری بهعمل آید.
در روابط بینالمللی، اهمیت بازیگران بر بنیاد میزان حاکمیت سرزمینی و تسلط آنان بر منابع قدرت سنجیده میشود؛ از اینرو، گروهی که در داخل کشور خود هیچگونه حاکمیت و نفوذ مؤثر ندارد، به گونه طبیعی خواستهایش نیز برای کشورهای خارجی فاقد ارزش و اهمیت خواهد بود. احمد مسعود در سخنرانیهای خود تلاش میکند خود و همراهانش را به عنوان یک بدیل متحد و مورد قبول جامعه جهانی معرفی کند؛ اما در واقعیت، او به گونه کامل از جریانهای واقعی سیاسی منطقه حذف شده است.
ناتوانی احمد مسعود و گروه او ثابت میسازد که مواضع و اظهارات سیاسی آنان هیچگونه همخوانی با خواستهای نظم نوین جهانی ندارد. ناتوانی آنان در درک واقعیتهای منطقهای و بینالمللی و این تلاش ناکام برای پنهان ساختن اختلافات، سبب خواهد شد که طرحهایشان تنها در حد شعار باقی بماند؛ شعارهایی که هیچ نقشی در روشن ساختن سرنوشت مردم افغانستان نخواهند داشت و صرفاً به عنوان ابزار تبلیغاتی مورد استفاده قرار میگیرد.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.
