در سیاست افغانستان، مسئلهٔ دیورند هرگز یک موضوع عادی سرحدی نبوده است؛ این مسئله همواره یکی از خطوط تعیینکنندهٔ استقلال سیاسی کشور بهشمار رفته و به همین دلیل، هیچ حکومت افغانستان در بیش از یک قرن گذشته حاضر نشده است آن را بهعنوان سرحد رسمی بپذیرد. دیورند نه یک خط جغرافیایی ساده، بلکه یک خط تاریخی و هویتی است که هرگونه موضعگیری دربارهٔ آن، ناگزیر پیام سیاسی گستردهای در داخل و خارج افغانستان ایجاد میکند.
در چنین شرایطی، تحولات ماههای اخیر در روابط میان پاکستان و برخی حلقات موسوم به «مقاومت»، توجه بسیاری از ناظران سیاسی را به خود جلب کرده است؛ تحولی که دیگر نمیتوان آن را صرفاً در چارچوب تماسهای معمول سیاسی تفسیر کرد، بلکه نشانههایی از یک روند تدریجی و قابلتأمل در آن مشاهده میشود. در میان این تحولات، نقش محمد محقق، بهعنوان رئیس کمیتهٔ سیاسی شورای مقاومت، بیش از دیگران برجسته شده است؛ بهویژه زمانی که موضعگیریهای اخیر او در کنار هم قرار داده شود.
محقق، چندی پیش، درست پس از آنکه بیش از چهارصد تن از قشر معتادین، توسط نیروهای خونآشام رژیم پاکستان به شهادت رسیدند، از عاصم منیر، رهبر نظامی کل اردوی پاکستان، با ارسال پیامی تقدیر و تشکر کرد؛ اقدامی که در فضای سیاسی افغانستان نمیتواند یک حرکت ساده و بیپیام تلقی شود؛ زیرا در چنین شرایطی، ارسال پیام تقدیر به قوماندان این اداره ظامی، در کنار بیاحترامی به خونهای پاک قربانیان شفاخانهٔ امید، این پیام را نیز انتقال میدهد که چهرههای شکستخوردهٔ افغانستان، بهخاطر بهدستآوردن قدرت، مسیر یک معاملهٔ بسیار ننگین را با پاکستان در پیش گرفتهاند.
در ادامهٔ همین روند، طرح موضوع بهرسمیتشناختن خط دیورند از سوی محقق، اهمیت سیاسی بیشتری پیدا میکند؛ زیرا این موضعگیری دیگر یک اظهار نظر جداگانه تلقی نمیشود، بلکه در امتداد همان مسیر قابل تفسیر است؛ مسیر معاملهٔ خاکفروشی، وطنفروشی، ارزشفروشی و وجدانفروشی.
پاکستان در طول دهههای گذشته همواره تلاش کرده است مسئلهٔ دیورند را از یک موضوع حلنشدهٔ تاریخی به یک موضوع تثبیتشدهٔ سیاسی تبدیل کند؛ اما هیچ حکومت افغانستان چنین موضعی را نپذیرفته است. در چنین شرایطی، طرح این موضوع از سوی یک عضو رهبری شورای مقاومت، بهخوبی ارادهٔ شوم و طینت ناپاک آنان را در مورد افغانستان به نمایش میگذارد.
موضعگیریهای اخیر رئیس کمیتهٔ سیاسی شورای مقاومت، حکایت از یک معاملهٔ عمیق چهرههای مخالف حکومت اسلامی افغانستان با پاکستان دارد؛ معاملهای که در آن، بهخاطر یک دسیسهٔ خطرناک علیه حکومت افغانستان، ارزشها روی میز معامله گذاشته شده است.
اما واکنشها و موقفگیریهای ملت افغانستان در برابر این تصمیم شوم، ثابت ساخت که این دسیسهسازیها هرگز به موفقیت نمیانجامد و پیامدهای پشیمانکنندهای برای طراحان اینگونه معاملهها و دسیسهها خواهد داشت؛ زیرا ملت افغانستان هرگز اجازه نخواهند داد غلامان پاکستان، خاک آنان را به پاکستان بفروشند و در مورد سرنوشتشان تصمیم بگیرند.
بلکه هرنوع تصمیمگیری در موضوعات اساسی، منجمله خط فرضی دیورند، حق مسلم مردم افغانستان است و هرگونه معامله در مورد آن، از سوی هر جریان و هر خاکفروش و معاملهگری که باشد، با عزم راسخ و مشت کوبندهٔ مردم افغانستان مواجه شده و سرانجام به ناکامی دسیسههای شوم و ذلت معاملهگران میانجامد.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.